وقتی از خواب پا میشی
یه نفر یه روز صبح زود از خواب بیدار شد و دید که تبدیل به یه سوسک بزرگ شده خیلی تعجب کرد. میلیونها نفر هر روز صبح از خواب بیدار میشنو میبینن هنوز سوسکنو تعجب نمیکنن. حالا یا سوسک شدنو سوسک بودن عادی شده یا شایدم فقط سوسکای بزرگ تعجب میکنن . نمیدونم. بوی پیاز
دنیا بوی پیاز می دهد یا پیاز بوی دنیا ،هرچه هست بوی تعفنی بینی ام را انباشته، حالا چه فرق می کند ، اصل مطلب آن است که دنیاهمان
پیازاست. 20
اشتباه از ما بود اشتباه از ما بود که خواب سرچشمه را در خیال
پیاله می دیدیم دستهامان خالی دلهامان پر گفتگوهامان مثلا یعنی ما ! کاش می دانستیم هیچ پروانه ئی پریروز پیلگی خویش را به یاد نمی
آورد. حالا مهم نیست که تشنه به رویای آب می میریم از خانه که می آئی یک دستمال سفید ، پاکتی سیگار ، گزینه شعر فروغ
، و تحملی طولانی بیاور احتمال گریستن ما بسیار است ! سید علی صالحی ......
شاید برگردم
فعلا که وسوسه ,برگشتن یا بر نگشتن شده البته به جز اون هزار تا وگرنه موضوع بودن و نبودن که خیلی وقته حل شده و به خاطره ها پیوسته خاصه در ........................................ هنوز نفس میکشم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نوع مطلب :عمومی
امشب تمام پنجره ها بسته بود تنها پیغامی از جانب تو آمد ستاره ای دو چشمک زد شهاب سنگی گریخت و آب ریخت به فال نیک می گیرم می خوابم
نوع مطلب :عمومی
درود یا بدرود
با لاخره یه دربست گرفتیم و اومدیم ، آخه از وقتی بنزینم رفت به رمان آرزوهای بزرگ دیگه ماشینا با در باز حرکت نمی کنن. همه ی درا بسته شده . از این که بگذریم اخراج ما از اونجام یه مسئله دیگس که کوچکترین ربطی به بنزینو سیاستم نداره. به قول معروف : خونمو خراب کردی خونت خراب شه . آخه بهش عادت کرده بودیم , وقتیم تنها می شدم یه عالمه دوست بودن که بهم سر می زدن و از تنهایی درم میاوردن . می خواستم بپرسم چرا ؟ ولی نمی پرسم ؛ آخه میگن پرسیدنم به جرگه ی گناهان کبیره پیوسته . حالا یه لشگر دارن که روز به روز بزرگتر میشه. با این حال مام که کم نیاوردیم . خوب , اومدیم به این خونه ی جدید . ای بدکم نیست , ازش خوشم اومده , دارم کم کم بهش عادت می کنم. می پرسن چرا؟ آخه برای بعضیا پرسیدن بلامانع می باشد . میگم : آخه هرکجا فریاد آزادی منم من در این فریادها دم میزنم ولی نیومده باید بازم برگردم به قول سنجد : " نرفته بر می گردم " آره دیگه فردا عازمیم , داریم میریم آدم کشی یاد بگیریم . آدم کشی دو نفر ! نبود ؟ میگن برای مرد شدن لازمه . اینجام تبعیض ؟ بازم مسئله ی زن و مرده ؟ میگن نه , آدم میشی. آقا ما که عمری آدم نبویم این چند صباحم بی خیال . حالا مگه آدماش چه گلی به سر دنیا زدن ؟ به هر حال آش کشک خالته بخوری پاته , نخوری پاته . راه رفتنی رو باید رفت . پس مام اطاعت امر میکنیمو میریم. راستشو بخواین , به خاطر دو سال عمری که به هیچ می فروشم اصلا ناراحت نیستم. اصلا برام مهم نیست که باید از مام میهنی که کوچکترین ارزشی برام نداره دفاع کنم . خوب دو سالم میریم بیگاری با اعمال شاقه , این که حق مسلم دولتای دموکرات رفاه ملیه . فقط از این ناراحتم که تا مدتها از تنها دارایی زندگیم یعنی دوستام , دورم. ولی به قول معروف : " این نیز بگذرد " اگه وقتش باشه آخر هفته ها بهتون سر می زنم . همیشه خوش باشین .
آخرین درودهایم نثار آنانی باد که کاستی هایم را می دانند و باز دوستم می دارند .
" تاگور "
نوع مطلب :عمومی
The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox
|